monströs

Aussprache: /mɔnˈstʁøːs/
Worttrennung: mon·s·trös
صفت

هیولایی، غول‌آسا، بسیار بزرگ، عظیم

Bedeutungen

1

شبیه به هیولا؛ بسیار بزرگ، ترسناک و غیرطبیعی در ظاهر یا اندازه.

  • Ein monströses Ungeheuer lauerte in den Tiefen des Sees.هیولایی عظیم در اعماق دریا کمین کرده بود.
  • Der Sturm hinterließ monströse Wellen.طوفان امواج غول‌آسایی به جا گذاشت.
  • Die Kreatur hatte monströse Ausmaße.موجود ابعادی هیولایی داشت.
2

بسیار بزرگ، عظیم یا فوق‌العاده در مقیاس، مقدار یا شدت؛ اغلب با بار معنایی منفی یا اغراق‌آمیز.

  • Das Projekt verschlang monströse Summen an Geld.این پروژه مبالغ هنگفتی پول را بلعید.
  • Er hatte eine monströse Angst vor Spinnen.او ترس عظیمی از عنکبوت‌ها داشت.
  • Die Stadt leidet unter monströsem Verkehr.شهر از ترافیک عظیم رنج می‌برد.
3

بسیار بد، شرورانه یا غیرقابل قبول؛ زشت و ناپسند.

  • Das war eine monströse Ungerechtigkeit.این یک بی‌عدالتی هیولایی بود.
  • Seine Tat war monströs und unentschuldbar.عمل او هیولایی و غیرقابل بخشش بود.
  • Die Idee, ihn zu bestrafen, war monströs.ایده مجازات او زشت و ناپسند بود.