vormontieren
پیشمونتاژ کردن، از قبل سرهم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vormontieren)
قطعاتی را قبل از مونتاژ نهایی به صورت جزئی سرهم کردن یا نصب کردن.
- Die Möbel werden vormontiert geliefert, um den Aufbau zu erleichtern.مبلمان به صورت پیشمونتاژ شده تحویل داده میشود تا مونتاژ را آسان کند.
- Wir müssen die Teile für die Maschine vormontieren, bevor sie eingebaut werden.ما باید قطعات ماشین را پیش از نصب، از قبل سرهم کنیم.