فعل
پوشیده شدن از خزه، خزه بستن
معانی و تعاریف moosen:
- خزه بستن، خزهای شدن، پوشیده شدن با خزه
- (عامیانه) چیزی را با زرنگی یا گدایی به دست آوردن، کش رفتن
جملات نمونه برای moosen:
Rollende Steine ''moosen'' nicht.
سنگهای غلتان خزه نمیبندند (کنایه از اینکه افراد فعال و در حرکت، کهنه نمیشوند).
Die alten Steine im Garten moosen langsam.
سنگهای قدیمی در باغ به آرامی خزه میبندند.
Der Baumstamm ist komplett gemoost.
تنه درخت کاملاً خزهای شده است.