فعل
کش رفتن، دزدیدن (چیزی کمارزش)؛ حوصلهاش سر رفتن (بازتابی)
معانی و تعاریف mopsen:
- چیزی کوچک یا بیاهمیت را به صورت غیررسمی یا پنهانی دزدیدن (عامیانه).
جملات نمونه برای mopsen:
Jemand hat meinen Stift gemopst.
کسی خودکار من را کش رفته است.
Er hat sich ein Stück Kuchen gemopst.
او یک تکه کیک برای خودش کش رفت.