صفت
ناسالم، بیمارگونه، رو به زوال، موربید
جملات نمونه برای morbide:
Der Patient ist ''morbide'' im letzten Stadium.
بیمار در مرحله پایانی بیماری و رو به موت است.
Nun könnte man denken, K. J. Reillys Buch ist ''morbide'' und um einiges zu drastisch - und könnte damit nicht falscher liegen.
اکنون ممکن است کسی فکر کند کتاب کی. جی. رایلی بیمارگونه و به طرز قابل توجهی افراطی است - و با این فکر کاملاً در اشتباه باشد.