morden
به قتل رساندن، آدم کشتن
Beispiele
- Wir können ihn nicht freilassen, die Gefahr, dass er wieder ''mordet'', ist zu hoch.ما نمیتوانیم او را آزاد کنیم، خطر اینکه دوباره آدم بکشد بسیار زیاد است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
عمداً و با قصد قبلی کسی را کشتن.
- Er hat aus Rache gemordet.او از روی انتقام قتل کرده است.
- Die Polizei sucht denjenigen, der gemordet hat.پلیس به دنبال کسی است که قتل کرده است.