morsen
با کد مورس مخابره کردن، مورس زدن
Beispiele
- Michelmann kömmt« ''morste'' Wilhelm Weber 1833 an Carl Friedrich Gauß, nachdem die beiden Naturforscher eine ein Kilometer lange Leitung über die Dächer Göttingens gespannt hatten.میشلمن میآید" را ویلهلم وبر در سال ۱۸۳۳ به کارل فریدریش گاوس مخابره کرد، پس از آنکه این دو دانشمند یک خط ارتباطی یک کیلومتری را بر فراز پشتبامهای گوتینگن کشیده بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیامی را با استفاده از کد مورس مخابره کردن.
- Der Seemann morste eine SOS-Nachricht.ملوان یک پیام SOS را با کد مورس مخابره کرد.
- Sie lernten, ihren Namen zu morsen.آنها یاد گرفتند که نام خود را با کد مورس مخابره کنند.