پارتیکل
مگر، راستی، (حرف تأکید یا تعجب در گویشها)
جملات نمونه برای mos:
„Die Tag- und Nachtgleiche, Winter- und Sommer-Sonnenwende haben wir ''mos'' in der Schule gelernt.“
«ما اعتدالین، انقلابهای زمستانی و تابستانی را مگر توی مدرسه یاد گرفته بودیم.»