mosernd Aussprache:/ˈmoːzɐnt/Wortzerlegung:mo·sernd Partizip I غرغرکنان، ایرادگیرانه معانی و تعاریف mosernd:به طور مداوم و با نارضایتی از چیزی شکایت کردن یا غر زدن. جملات نمونه برای mosernd:Er kam mosernd nach Hause, weil er mit seiner Arbeit unzufrieden war.او با نارضایتی و غرولند به خانه آمد، زیرا از کارش ناراضی بود.Die alten Leute saßen mosernd auf der Parkbank und beklagten sich über die Jugend.پیرمردها با شکایت و ناله روی نیمکت پارک نشسته بودند و از جوانان گلایه میکردند.