motorbetrieben
موتوردار، با موتور کار کننده
Bedeutungen
1
چیزی که توسط یک موتور (معمولاً احتراق داخلی یا الکتریکی) به حرکت در میآید یا کار میکند.
- Das motorbetriebene Boot fuhr schnell über den See.قایق موتوری به سرعت از روی دریاچه عبور کرد.
- Wir haben ein neues motorbetriebenes Rasenmähersystem gekauft.ما یک سیستم چمنزنی موتوری جدید خریدهایم.
- Die Fabrik nutzt hauptsächlich motorbetriebene Maschinen.کارخانه عمدتاً از ماشینآلات موتوردار استفاده میکند.