einmotten

Aussprache: /ˈaɪ̯nmɔtn̩/
Wortzerlegung: ein·mot·ten
فعل

انبار کردن (برای محافظت در برابر بید)، کنار گذاشتن (برای مدتی)

Beispiele

  • Wenn den Puppensachen kein Schaden werden sollte,اگر به لباس‌های عروسک آسیبی نرسد،

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را برای مدت طولانی نگهداری کردن، معمولاً به دلیل عدم نیاز فعلی یا برای محافظت از آن.

  • Wir mussten das alte Auto einmotten, da es nicht mehr fahrtüchtig war.ما مجبور شدیم ماشین قدیمی را بایگانی کنیم، چون دیگر قابل رانندگی نبود.
  • Viele Unternehmen motten ihre Akten nach einer bestimmten Zeit ein.بسیاری از شرکت‌ها پرونده‌های خود را پس از مدتی بایگانی می‌کنند.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را کنار گذاشتن یا متوقف کردن، معمولاً به دلیل عدم موفقیت یا عدم نیاز.

  • Das Projekt wurde nach einem Jahr eingemottet, weil es nicht rentabel war.پروژه پس از یک سال کنار گذاشته شد، چون سودآور نبود.
  • Er hat seine alten Hobbys eingemottet und sich neuen zugewandt.او سرگرمی‌های قدیمی‌اش را کنار گذاشت و به سراغ سرگرمی‌های جدید رفت.