motteten
خاکستر میشدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
نگهداری طولانی مدت کالاها، مواد یا اشیاء در انبار یا مکانی مخصوص برای استفاده در آینده؛ ذخیره کردن به شیوهای منظم و محافظت شده.
- Die Firma musste die überschüssigen Waren für die nächste Saison motteten.شرکت مجبور بود کالاهای مازاد را برای فصل آینده انبار کند.
- Die historischen Dokumente wurden in einem klimatisierten Archiv sorgfältig gemottet, um ihre Erhaltung zu gewährleisten.اسناد تاریخی در یک بایگانی با تهویه مطبوع به دقت نگهداری شدند تا از بقای آنها اطمینان حاصل شود.