motzen

Aussprache: /ˈmɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: mot·zen
فعل

غر زدن، نق زدن

Beispiele

  • Er ''motzt'' schon den ganzen Tag.او از صبح دارد غر می‌زند.
  • Er ''motzt'' gegen alles, was wir vorhaben.او به هر چیزی که ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم اعتراض می‌کند و غر می‌زند.

Bedeutungen

1 intransitiv (über + Akkusativ)

غر زدن، شکایت کردن یا ایراد گرفتن به صورت مداوم و اغلب با لحنی منفی

  • Er motzt immer über das Essen.او همیشه از غذا غر می‌زند.
  • Hör auf zu motzen und hilf lieber mit!دست از غر زدن بردار و بهتر است کمک کنی!