mouillieren
نرم کردن (تلفظ)، کامیسازی کردن، مرطوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas mouillieren)
(در آشپزی) مرطوب کردن، آبدار کردن، با مایع (مانند آب گوشت یا شراب) خیساندن.
- Das Fleisch wird vor dem Braten mit Brühe mouilliert.گوشت قبل از سرخ شدن با آب گوشت مرطوب میشود.
- Der Kuchen wird mit Sirup mouilliert, um ihn saftiger zu machen.کیک با شربت مرطوب میشود تا آبدارتر شود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas mouillieren)
(در زبانشناسی) نرمکامی کردن، کامی کردن (تغییر آوایی که در آن یک همخوان با بالا آمدن پشت زبان به سمت کام نرم تلفظ میشود).
- Im Französischen wird das 'll' oft mouilliert ausgesprochen.در زبان فرانسه اغلب به صورت کامی تلفظ میشود.
- Diese phonetische Veränderung mouilliert den Konsonanten.این تغییر آوایی همخوان را کامی میکند.