moussieren
کف کردن، جوشیدن (مخصوص نوشیدنیهای گازدار)
Beispiele
- Der Wein ''moussierte,'' dennoch schmeckte er köstlich.شراب کف میکرد، با این حال طعمش خوشمزه بود.
Bedeutungen
1
intransitiv
برای نوشیدنیها، به معنای تولید حباب یا کف کردن است.
- Der Champagner moussiert im Glas.شامپاین در لیوان کف میکند.
- Das Mineralwasser moussiert leicht.آب معدنی کمی حباب میزند.