moxen
مُکسا زدن (نوعی طب سوزنی چینی)
Beispiele
- Gemoxt'' wird vor allem bei Leere- und Schwächezuständen und wenn Kälte und Feuchtigkeit im Spiel sind.مُکسا زده میشود" عمدتاً در شرایط ضعف و کمبود و زمانی که سرما و رطوبت در کار است.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas moxen)
درمان کردن با موکسا (نوعی روش درمانی سنتی چینی که در آن گیاه موکسا را روی نقاط خاصی از بدن میسوزانند).
- Der Arzt moxte den Patienten gegen Rückenschmerzen.پزشک بیمار را برای کمردرد موکسادرمانی کرد.
- Bei dieser Therapie werden bestimmte Akupunkturpunkte gemoxt.در این روش درمانی، نقاط خاصی از طب سوزنی موکسادرمانی میشوند.