فعل
زیرآب زدن، اعتراض کردن، تکان خوردن (با صدای کم)
معانی و تعاریف mucken:
- اعتراض کردن، غرغر کردن، مخالفت کردن (معمولاً با صدای آهسته یا با اکراه)
- حرکت کردن، تکان خوردن، صدا درآوردن (معمولاً در جملات منفی به معنای بیحرکت ماندن یا ساکت بودن)
جملات نمونه برای mucken:
Was ''muckst'' du so? Hast du keine Lust? Dann sag das doch!
چرا اینقدر تکان میخوری؟ مگر دوست نداری؟ پس بگو!
Halt! Keiner ''mucke'' von der Stelle!
وایسا! هیچکس از جایش تکان نخورد!
Keiner ''muckt'' sich!
هیچکس اعتراضی نکرد!