muffelnden
غرغرکنان، نالان (صفت)
Bedeutungen
1
keine spezifische
با لحنی ناراضی، خسته یا بیمیل صحبت کردن، اغلب به صورت کوتاه و بریده.
- Er antwortete nur muffelnd auf die Fragen des Lehrers.او فقط با اکراه و نارضایتی به سوالات معلم پاسخ داد.
- Sie saß mufflend in der Ecke und wollte mit niemandem reden.او با نارضایتی در گوشهای نشسته بود و نمیخواست با کسی صحبت کند.