Konjugierte Form
غرغر کردند، نق زدند
معانی و تعاریف muffelten:
- ابراز نارضایتی، خشم یا دلخوری به صورت زمزمهوار، نامفهوم یا با لحنی تند و ناخوشایند؛ غرولند کردن در مورد چیزی بدون بیان صریح آن.
جملات نمونه برای muffelten:
Er saß in der Ecke und muffelte vor sich hin, weil er mit der Entscheidung nicht einverstanden war.
او در گوشهای نشسته بود و با نارضایتی غرولند میکرد، زیرا با تصمیم موافق نبود.
Sie hörte, wie er leise über die ungerechte Behandlung muffelte, aber er wagte nicht, es direkt anzusprechen.
او شنید که او به آرامی از رفتار ناعادلانه گلایه میکند، اما او جرأت نکرد مستقیماً به آن اشاره کند.