فعل
بوی ناخوشایند دادن، بوی کهنگی دادن (منطقهای)
معانی و تعاریف muffen:
- بوی نم، کهنگی یا نا مطبوع دادن (برای مکانها یا اشیاء)
- قهر کردن، ترشرویی کردن، بدخلق بودن (محاوره ای)
جملات نمونه برای muffen:
„Im Betrieb ''mufft'' es widerlich nach Schmierfett und kaltem Zigarettenrauch.“
در کارخانه بوی زننده گریس و دود سیگار سرد میآید.
Der Keller mufft, weil er feucht ist.
زیرزمین بوی نم میدهد چون مرطوب است.
Die alten Bücher im Regal muffen leicht.
کتابهای قدیمی روی قفسه کمی بوی کهنگی میدهند.