mufften Aussprache:/ˈmʊftn̩/Wortzerlegung:muff·ten Konjugierte Form بو گرفتند معانی و تعاریف mufften:داشتن بوی ناخوشایند، کهنه، یا شبیه به بوی کپک به دلیل رطوبت، عدم تهویه، یا انبار شدن طولانی مدت؛ فاسد شدن یا از بین رفتن تازگی. جملات نمونه برای mufften:Die alten Bücher im Keller mufften und verströmten einen modrigen Geruch.کتابهای قدیمی در زیرزمین بوی نا میدادند و بوی کپکزدگی میدادند.Nach dem Wasserschaden begann die Kleidung in der Truhe zu muffen.پس از آسیب ناشی از آب، لباسها در صندوقچه شروع به بوی نا دادن کردند.