mukös
مخاطی، موکوسی، بلغمزا
Bedeutungen
1
مربوط به مخاط، تولید کننده مخاط یا شبیه به مخاط.
- Die Nase produziert ständig muköses Sekret.بینی به طور مداوم ترشحات مخاطی تولید میکند.
- Er leidet an einer mukösen Entzündung der Atemwege.او از التهاب مخاطی مجاری تنفسی رنج میبرد.
- Die Oberfläche des Organs ist mukös.سطح این اندام مخاطی است.