mukös

Aussprache: /muˈkøːs/
Worttrennung: mu·kös
صفت

مخاطی، موکوسی، بلغم‌زا

Bedeutungen

1

مربوط به مخاط، تولید کننده مخاط یا شبیه به مخاط.

  • Die Nase produziert ständig muköses Sekret.بینی به طور مداوم ترشحات مخاطی تولید می‌کند.
  • Er leidet an einer mukösen Entzündung der Atemwege.او از التهاب مخاطی مجاری تنفسی رنج می‌برد.
  • Die Oberfläche des Organs ist mukös.سطح این اندام مخاطی است.