mulatieren

Aussprache: /mulaˈtiːʁən/
Worttrennung: mu·la·tie·ren
فعل

دورگه شدن، از آمیزش نژادها پدید آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(زیست‌شناسی، انسان‌شناسی) از آمیزش جنسی افراد متعلق به نژادهای مختلف (به ویژه سفیدپوست و سیاه‌پوست) به وجود آمدن، دورگه شدن. (توجه: این اصطلاح امروزه به دلیل بار نژادی و حساسیت‌زا بودن، کمتر استفاده می‌شود).

  • In vielen Ländern gibt es Menschen, die aus verschiedenen ethnischen Gruppen mulatiert sind.در بسیاری از کشورها افرادی وجود دارند که از گروه‌های قومی مختلف دورگه شده‌اند.
  • Die Kinder von Eltern unterschiedlicher Herkunft mulatierten.فرزندان والدین با اصالت‌های متفاوت، دورگه بودند.