فعل
مالچپاشی کردن، با مالچ پوشاندن
معانی و تعاریف mulchen:
- پوشاندن خاک با لایهای از مواد آلی (مانند پوست درخت، برگ یا کاه) برای محافظت، حفظ رطوبت یا جلوگیری از رشد علفهای هرز.
جملات نمونه برای mulchen:
Zudem liegt frischer Pferdemist im Berg, auch das geschnittene Rebholz wird ''gemulcht'' und bleibt im Weinhang.
"علاوه بر این، کود تازه اسب در توده وجود دارد، همچنین شاخههای انگور هرس شده مالچپاشی شده و در شیب تاک باقی میمانند."
Wir sollten die Beete mulchen, um Unkraut zu vermeiden.
ما باید باغچهها را مالچپاشی کنیم تا از رشد علف هرز جلوگیری شود.
Er mulcht seine Rosen mit Rindenmulch.
او گلهای رز خود را با مالچ پوست درخت میپوشاند.