mundgerecht
لقمهای، به اندازه دهان، آماده خوردن
Bedeutungen
1
به اندازهای کوچک یا بریده شده که به راحتی بتوان آن را در دهان گذاشت و خورد؛ آماده مصرف.
- Die Früchte wurden in mundgerechte Stücke geschnitten.میوهها به قطعات لقمهای بریده شدند.
- Für kleine Kinder bereitet man das Essen oft mundgerecht zu.برای کودکان خردسال، غذا اغلب به صورت لقمهای آماده میشود.
- Die Häppchen waren perfekt mundgerecht.لقمهها کاملاً به اندازه دهان بودند.