murmelgroß
به اندازه تیله
Bedeutungen
1
به اندازهای کوچک که قابل مقایسه با یک تیله باشد.
- Die Perlen waren klein und murmelgroß.مرواریدها کوچک و به اندازه تیله بودند.
- Er fand einen kleinen, murmelgroßen Stein am Strand.او سنگی کوچک و به اندازه تیله در ساحل پیدا کرد.
- Die Knöpfe waren nur murmelgroß.دکمهها فقط به اندازه تیله بودند.