فعل
زیر لب زمزمه کردن، پچپچ کردن
معانی و تعاریف murmeln:
- چیزی را با صدای آهسته و نامفهوم گفتن، معمولاً برای خود یا به گونهای که دیگران به سختی بشنوند.
- صدای آرام و مداوم آب جاری یا مشابه آن.
جملات نمونه برای murmeln:
Was ''murmelst'' Du da in Deinen Bart?
داری چه چیزی زیر لبت زمزمه میکنی؟
Er ''murmelte'' noch einen kleinen Protest in die Runde und zog von dannen.
او اعتراض کوچکی را در جمع زمزمه کرد و راه افتاد و رفت.
Er murmelte eine Entschuldigung.
او زیر لب عذرخواهی کرد.