فعل
غر زدن، اعتراض کردن، زیر لب غرغر کردن
معانی و تعاریف murren:
- با صدای آهسته و ناراضی غرغر کردن، شکایت کردن.
- (علیه چیزی یا کسی) اعتراض کردن، نارضایتی نشان دادن.
جملات نمونه برای murren:
Als die Urlaubssperre verkündet wurde, ''murrte'' alles.
وقتی ممنوعیت مرخصی اعلام شد، همگی غر زدند.
Ein heraufziehendes Gewitter ''murrte'' im Südwesten.
یک طوفان در حال شکلگیری در جنوب غربی میغرید.
Die Kinder murrten über das schlechte Wetter.
بچهها از آب و هوای بد غرغر میکردند.