muschlig
پُر از صدف، شبیه صدف؛ بسیار دنج و راحت
Bedeutungen
1
پوشیده از صدف یا شبیه به صدف.
- Der Strand war muschlig und voller schöner Muscheln.ساحل پر از صدف بود و پر از صدفهای زیبا.
- Sie sammelte muschlige Steine am Ufer.او سنگهای شبیه صدف را در ساحل جمع کرد.
- Die Muscheln bildeten eine muschlige Schicht auf dem Felsen.صدفها لایه صدفمانندی را روی صخره تشکیل داده بودند.
2
به طور مجازی یا استعاری، مکانی بسیار دنج، راحت و امن.
- Das kleine Zimmer war trotz seiner Größe sehr muschlig.اتاق کوچک با وجود اندازهاش بسیار دنج بود.
- Er fand einen muschligigen Platz unter dem Baum.او مکانی دنج زیر درخت پیدا کرد.
- Die Wohnung war warm und muschlig, perfekt für kalte Tage.آپارتمان گرم و دنج بود، عالی برای روزهای سرد.