muset
مجبور بودن (شکل صرف شده)
Beispiele
- Musí'' to být.باید اینطور باشد.
- Diskuse ''musí'' být věcná, aby měla smysl.بحث باید عینی باشد تا معنا داشته باشد.
- Dělá jen to, co ''musí.او فقط کاری را انجام میدهد که مجبور است.
- Musím'' jít nakoupit.من باید بروم خرید.