muset

Aussprache: /ˈmuːzət/
Wortzerlegung: mu·set
Konjugierte Form

مجبور بودن (شکل صرف شده)

Beispiele

  • Musí'' to být.باید اینطور باشد.
  • Diskuse ''musí'' být věcná, aby měla smysl.بحث باید عینی باشد تا معنا داشته باشد.
  • Dělá jen to, co ''musí.او فقط کاری را انجام می‌دهد که مجبور است.
  • Musím'' jít nakoupit.من باید بروم خرید.