musizieren
موسیقی نواختن، ساز زدن
Beispiele
- Eltern singen und ''musizieren'' immer weniger mit ihren Kindern.والدین کمتر و کمتر با فرزندان خود آواز میخوانند و موسیقی مینوازند.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
موسیقی نواختن، ساز زدن، به طور فعال در موسیقی شرکت کردن.
- Sie musiziert seit ihrer Kindheit.او از کودکی موسیقی مینوازد.
- Die Familie musiziert oft zusammen am Abend.خانواده اغلب عصرها با هم موسیقی مینوازند.