musizieren
موسیقی نواختن، ساز زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
موسیقی نواختن، ساز زدن، به طور فعال در موسیقی شرکت کردن.
- Sie musiziert seit ihrer Kindheit Klavier.او از کودکی پیانو مینوازد.
- Am Wochenende musizieren wir oft zusammen.ما اغلب آخر هفتهها با هم موسیقی مینوازیم.