mitmüssen
مجبور بودن همراه بودن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (Person)
مجبور بودن به همراهی کردن یا شرکت کردن در چیزی، باید همراه کسی رفت یا کاری را انجام داد.
- Ich muss mit meinem Chef zur Besprechung mitgehen.من باید همراه رئیسم به جلسه بروم.
- Die Kinder mussten mit ihren Eltern ins Krankenhaus mitfahren.بچهها مجبور بودند با والدینشان به بیمارستان بروند.