mitmüssen

Aussprache: /ˈmɪtˌmʏsn̩/
Worttrennung: mit·müs·sen
فعل

مجبور بودن همراه بودن

Bedeutungen

1 mit + Dativ (Person)

مجبور بودن به همراهی کردن یا شرکت کردن در چیزی، باید همراه کسی رفت یا کاری را انجام داد.

  • Ich muss mit meinem Chef zur Besprechung mitgehen.من باید همراه رئیسم به جلسه بروم.
  • Die Kinder mussten mit ihren Eltern ins Krankenhaus mitfahren.بچه‌ها مجبور بودند با والدینشان به بیمارستان بروند.