ausmustern

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌmʊstɐn/
Wortzerlegung: aus·mus·tern
فعل

کنار گذاشتن (به دلیل عدم کارایی)، بازنشسته کردن

Beispiele

  • Karl wurde gezogen, aber Heinz haben sie ''ausgemustert''.کارل برای خدمت سربازی فراخوانده شد، اما هاینز را به دلیل عدم کارایی کنار گذاشتند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از رده خارج کردن، کنار گذاشتن، بازنشسته کردن (تجهیزات، سربازان).

  • Die alten Flugzeuge wurden ausgemustert und durch neue ersetzt.هواپیماهای قدیمی از رده خارج شدند و با هواپیماهای جدید جایگزین گشتند.
  • Er wurde wegen gesundheitlicher Probleme ausgemustert.او به دلیل مشکلات سلامتی از خدمت سربازی معاف شد.
2 Akkusativ

رد کردن، حذف کردن، جدا کردن (موارد نامناسب، کاندیداها).

  • Bei der Qualitätskontrolle werden fehlerhafte Produkte ausgemustert.در کنترل کیفیت، محصولات معیوب حذف می‌شوند.
  • Die Personalabteilung musste viele Bewerber ausmustern.بخش منابع انسانی مجبور شد بسیاری از متقاضیان را رد کند.