mustergültig
نمونه، الگو، بینقص، ایدهآل
Bedeutungen
1
به عنوان یک الگو یا نمونه عالی در نظر گرفته شده؛ بینقص و شایسته تقلید.
- Sein Verhalten war mustergültig und ein Vorbild für alle.رفتار او نمونه و الگویی برای همه بود.
- Die Organisation der Veranstaltung war mustergültig.نحوه برگزاری رویداد بینقص بود.
- Sie hat eine mustergültige Lösung für das Problem gefunden.او راهحلی ایدهآل برای مشکل پیدا کرده است.