mustern
برانداز کردن، با نگاهی موشکافانه نگاه کردن
Beispiele
- Der Neuling in der Kneipe wurde von den alten Herren abschätzig ''gemustert.تازه وارد در کافه با نگاه تحقیرآمیز مردهای مسن برانداز شد.
- Die Polizisten ''musterten'' ihn.پلیسها او را برانداز کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دقت و از بالا به پایین به کسی یا چیزی نگاه کردن، بررسی کردن.
- Er musterte den Fremden von Kopf bis Fuß.او غریبه را از سر تا پا بررسی کرد.
- Sie musterte die Ware kritisch, bevor sie sie kaufte.او کالا را قبل از خرید به دقت بررسی کرد.
2
Akkusativ
به چیزی الگو یا طرحی خاص دادن، طرحدار کردن.
- Der Stoff wurde mit einem floralen Muster gemustert.پارچه با یک الگوی گلدار طرحدار شد.
- Die Tapete ist mit feinen Streifen gemustert.کاغذ دیواری با نوارهای ظریف طرحدار شده است.