mutmaßen
حدس زدن، گمانهزنی کردن
Beispiele
- Wir wissen nicht, warum er so etwas Schlimmes getan hat. Man kann da nur ''mutmaßen.ما نمیدانیم چرا او چنین کار بدی انجام داده است. در این خصوص فقط میتوان حدس زد.
- Dem neuen Vizekönig Lord Dufferin hatte er ebenfalls klar gemacht, dass es besser sei, eine organisierte Vertretung der öffentlichen Meinung in Indien zu haben, als nur zu ''mutmaßen'', was in Indien vorgehe.او همچنین به نایبالسلطنه جدید، لرد دافرین، به روشنی فهمانده بود که داشتن یک نمایندگی سازمانیافته از افکار عمومی در هند بهتر از این است که صرفاً حدس بزنیم در هند چه میگذرد.
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / dass-Satz
چیزی را حدس زدن یا گمان کردن بدون داشتن اطلاعات دقیق
- Man mutmaßt, dass er der Täter ist.حدس زده میشود که او مجرم است.
- Sie mutmaßte über die Gründe seines plötzlichen Verschwindens.او درباره دلایل ناپدید شدن ناگهانیاش گمانهزنی کرد.