mythisieren
اسطورهای کردن، به شکل اسطوره درآوردن
Beispiele
- Hitler suchte Wagner offensichtlich als eine über alle politische Tendenz und allen Tageskampf erhabene reine Kulturerscheinung zu ''mythisieren.هیتلر آشکارا به دنبال اسطورهای کردن واگنر به عنوان یک پدیده فرهنگی محض بود که فراتر از هر گرایش سیاسی و مبارزه روزمره قرار داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به اسطوره تبدیل کردن، آن را ستایش کردن و بزرگ جلوه دادن، افسانهای کردن
- Die Geschichte wurde im Laufe der Zeit mythisiert.این داستان در طول زمان اسطورهای شد.
- Manche Persönlichkeiten werden nach ihrem Tod mythisiert.برخی شخصیتها پس از مرگشان اسطورهای میشوند.