nächstwöchig
مربوط به هفته آینده، هفته آینده
Bedeutungen
1
که در هفته آینده اتفاق میافتد، رخ میدهد یا برنامهریزی شده است.
- Wir haben ein wichtiges nächstwochiges Meeting angesetzt.ما یک جلسه مهم برای هفته آینده تعیین کردهایم.
- Die nächste Woche stattfindende Konferenz wird viele Experten anziehen.کنفرانس هفته آینده بسیاری از کارشناسان را جذب خواهد کرد.
- Bitte reichen Sie Ihren Bericht bis zum nächstwochigen Freitag ein.لطفاً گزارش خود را تا جمعه هفته آینده ارائه دهید.