aufnähen
دوختن، وصل کردن (با سوزن و نخ)
Bedeutungen
1
Akkusativ + auf + Akkusativ
چیزی را با دوختن به سطح چیز دیگری متصل کردن.
- Sie nähte einen Flicken auf ihre Hose.او وصلهای را روی شلوارش دوخت.
- Der Patch wurde auf die Jacke aufgenäht.وصله روی ژاکت دوخته شد.