nah

Aussprache: /naː/
Worttrennung: nah
صفت

نزدیک

Bedeutungen

1

فاصله کم مکانی یا زمانی؛ در مجاورت یا در آینده نزدیک.

  • Die Bushaltestelle ist ganz nah.ایستگاه اتوبوس خیلی نزدیک است.
  • Wir wohnen nah am Park.ما نزدیک پارک زندگی می‌کنیم.
  • Das Ende des Jahres ist nah.پایان سال نزدیک است.
2

صمیمی، خویشاوند؛ رابطه نزدیک عاطفی یا خانوادگی.

  • Er ist mir ein sehr nah stehender Mensch.او فردی بسیار نزدیک به من است.
  • Sie haben eine nah verwandte Beziehung.آنها رابطه خویشاوندی نزدیکی دارند.
  • Wir sind eine nah zusammengewachsene Familie.ما خانواده‌ای هستیم که به هم نزدیک شده‌ایم.
3

تقریباً، حدوداً؛ برای بیان تخمین یا تقریب.

  • Das Ergebnis lag nah an unseren Erwartungen.نتیجه نزدیک به انتظارات ما بود.
  • Die Antwort war nah an der Wahrheit.پاسخ نزدیک به حقیقت بود.
  • Er kam nah an den Sieg heran.او به پیروزی نزدیک شد.