nähern
نزدیک شدن، نزدیکتر شدن
Bedeutungen
1
sich + Dativ (به چه چیزی نزدیک شدن) یا sich + an + Akkusativ (به چه چیزی نزدیک شدن)
نزدیک شدن یا نزدیکتر شدن به یک مکان، شخص، زمان یا وضعیت.
- Der Zug nähert sich dem Bahnhof.قطار به ایستگاه نزدیک میشود.
- Er näherte sich dem Feuer, um sich zu wärmen.او برای گرم شدن به آتش نزدیک شد.
2
sich + Dativ (به چه چیزی شبیه شدن)
شبیه شدن یا نزدیک شدن از نظر شباهت، مقدار یا کیفیت.
- Seine Leistung nähert sich der Perfektion.عملکرد او به کمال نزدیک میشود.
- Die beiden Theorien nähern sich in einigen Punkten an.این دو نظریه در برخی نقاط به هم نزدیک میشوند.