näherungsweise
تقریبی، تقریباً، به طور تخمینی
Bedeutungen
1
به صورت تقریبی، با نزدیکی زیاد به مقدار واقعی، بدون دقت کامل.
- Die Kosten werden näherungsweise auf 500 Euro geschätzt.هزینهها به طور تقریبی ۵۰۰ یورو تخمین زده میشوند.
- Er konnte sich näherungsweise an die Melodie erinnern.او توانست به طور تقریبی ملودی را به خاطر بیاورد.
- Die Entfernung beträgt näherungsweise zehn Kilometer.فاصله تقریباً ده کیلومتر است.