Abschied nehmen
خداحافظی کردن، وداع کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ (von jemandem / etwas Abschied nehmen)
خداحافظی کردن (پیش از دوری طولانی، سفری بزرگ یا وداع با یک مفهوم/روش قدیمی).
- Er nahm Abschied von seiner Familie, bevor er ins Ausland ging.او پیش از رفتن به خارج از کشور با خانوادهاش خداحافظی کرد.
- Die Firma nimmt Abschied von alten Traditionen und setzt auf Innovation.شرکت با سنتهای قدیمی وداع میکند و بر نوآوری تمرکز دارد.