zunehmen

Aussprache: /ˈtsuːˌneːmən/
Worttrennung: zu·neh·men
فعل

افزایش یافتن, زیاد شدن, چاق شدن, اضافه کردن (دانه بافتنی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

افزایش یافتن، زیاد شدن (مقدار، شدت، تعداد، سرعت).

  • Die Arbeitslosigkeit hat im letzten Quartal zugenommen.بیکاری در سه ماهه گذشته افزایش یافته است.
  • Die Geschwindigkeit des Autos nahm zu.سرعت ماشین افزایش یافت.
2 intransitiv (بدون مفعول)

چاق شدن، وزن اضافه کردن.

  • Seit er aufgehört hat zu rauchen, hat er zugenommen.از وقتی سیگار کشیدن را ترک کرده، وزنش اضافه شده است.
  • Ich muss versuchen, nicht weiter zuzunehmen.من باید سعی کنم دیگر وزنم اضافه نشود.
3 Akkusativ / intransitiv

افزایش دادن دانه در بافتنی.

  • Bitte nehmen Sie in jeder zweiten Reihe Maschen zu.لطفاً در هر ردیف دوم دانه‌ها را اضافه کنید.
  • Der Pullover wird an den Seiten zugenommen.ژاکت از طرفین گشادتر می‌شود (دانه‌ها اضافه می‌شوند).
4 intransitiv (بدون مفعول)

بزرگ‌تر و کامل‌تر شدن فاز ماه (ماه در حال کامل شدن).

  • Der Mond nimmt in diesen Nächten zu.ماه در این شب‌ها در حال کامل شدن است.
  • Nach Neumond nimmt der Mond langsam zu.بعد از ماه نو، ماه به آرامی کامل‌تر می‌شود.