abnehmen

Aussprache: /ˈapˌneːmən/
Worttrennung: ab·neh·men
فعل

برداشتن, کم شدن, وزن کم کردن, تحویل گرفتن, پاسخ دادن به تلفن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abnehmen)

چیزی را از جایی یا از روی بدن برداشتن یا جدا کردن.

  • Bitte nehmen Sie den Hut ab, wenn Sie das Haus betreten.لطفاً هنگام ورود به خانه کلاهتان را بردارید.
  • Der Arzt hat den Verband abgenommen.دکتر پانسمان را برداشته بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

کاهش یافتن، کم شدن (تعداد، مقدار، شدت، درد).

  • Die Zahl der Arbeitslosen hat abgenommen.تعداد بیکاران کاهش یافته است.
  • Die Schmerzen haben nachgelassen.درد کم شده است.
3 intransitiv (بدون مفعول)

وزن کم کردن، لاغر شدن.

  • Sie hat im letzten Jahr zehn Kilo abgenommen.او سال گذشته ده کیلو وزن کم کرد.
  • Ich versuche, abzunehmen.من سعی می‌کنم وزن کم کنم.
4 Dativ + Akkusativ

بار یا زحمتی را از دوش کسی برداشتن، یا کالایی را از کسی خریدن/تحویل گرفتن.

  • Er hat mir die schwere Arbeit abgenommen.او کار سنگین را از دوش من برداشت.
  • Der Händler nimmt die Ware vom Kunden ab.فروشنده کالا را از مشتری تحویل می‌گیرد (می‌خرد).
5 Akkusativ / intransitiv

پاسخ دادن به تلفن، گوشی را برداشتن.

  • Das Telefon klingelt, kannst du abnehmen?تلفن زنگ می‌خورد، می‌توانی جواب بدهی؟
  • Ich habe versucht, dich anzurufen, aber niemand hat abgenommen.سعی کردم با تو تماس بگیرم، اما کسی جواب نداد.
6 Dativ + Akkusativ

رسمی تحویل گرفتن (پروژه، ساختمان) یا امتحان/قسم گرفتن از کسی.

  • Die Firma nimmt das neue Gebäude ab.شرکت ساختمان جدید را تحویل می‌گیرد.
  • Der Prüfer nimmt dem Kandidaten die Prüfung ab.ممتحن از داوطلب امتحان می‌گیرد.