fürliebnehmen
به ناچار پذیرفتن, قناعت کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas fürliebnehmen)
چیزی را که ایدهآل نیست یا کمتر از حد انتظار است، پذیرفتن و با آن کنار آمدن؛ قناعت کردن به چیزی.
- Er musste sich mit einer kleinen Wohnung fürliebnehmen.او مجبور بود به یک آپارتمان کوچک قناعت کند.
- Sie nahm die einfache Unterkunft mit Dankbarkeit fürlieb.او با قدردانی با اقامتگاه ساده کنار آمد.