freinehmen
مرخصی گرفتن، تعطیل کردن (خود)
Bedeutungen
1
(sich) frei nehmen
یک روز یا دورهای از زمان را از کار، وظایف یا سایر تعهدات کاری یا عمومی مرخصی گرفتن؛ تعطیل کردن.
- Ich möchte mir nächste Woche einen Tag freinehmen.میخواهم هفته آینده یک روز مرخصی بگیرم.
- Sie hat sich für ihren Geburtstag freigenommen.او برای روز تولدش مرخصی گرفته بود.