wegnehmen
برداشتن، گرفتن، سلب کردن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را از یک مکان برداشتن یا از دست کسی گرفتن؛ تصاحب کردن.
- Der Lehrer nimmt dem Schüler das Handy weg.معلم تلفن همراه را از دانشآموز میگیرد.
- Kannst du mir bitte die Tasse wegnehmen?میتوانی لطفاً فنجان را از جلوی من برداری؟
2
Dativ + Akkusativ
حق، مجوز، آزادی، موقعیت یا چیزی را از کسی سلب کردن یا محروم کردن.
- Man hat ihm die Fahrerlaubnis weggenommen.گواهینامه رانندگی او را گرفتند.
- Die Regierung will den Bürgern keine Rechte wegnehmen.دولت نمیخواهد هیچ حقی را از شهروندان سلب کند.
3
Dativ + Akkusativ
جا یا فضایی را اشغال کردن و در اختیار گرفتن.
- Das neue Regal nimmt viel Platz weg.قفسه جدید فضای زیادی را اشغال میکند.
- Diese Aufgabe nimmt mir die ganze Zeit weg.این وظیفه تمام وقت مرا میگیرد.