zunehmen
افزایش یافتن, زیاد شدن, چاق شدن, اضافه کردن (دانه بافتنی)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
افزایش یافتن، زیاد شدن (مقدار، شدت، تعداد، سرعت).
- Die Arbeitslosigkeit hat im letzten Quartal zugenommen.بیکاری در سه ماهه گذشته افزایش یافته است.
- Die Geschwindigkeit des Autos nahm zu.سرعت ماشین افزایش یافت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
چاق شدن، وزن اضافه کردن.
- Seit er aufgehört hat zu rauchen, hat er zugenommen.از وقتی سیگار کشیدن را ترک کرده، وزنش اضافه شده است.
- Ich muss versuchen, nicht weiter zuzunehmen.من باید سعی کنم دیگر وزنم اضافه نشود.
3
Akkusativ / intransitiv
افزایش دادن دانه در بافتنی.
- Bitte nehmen Sie in jeder zweiten Reihe Maschen zu.لطفاً در هر ردیف دوم دانهها را اضافه کنید.
- Der Pullover wird an den Seiten zugenommen.ژاکت از طرفین گشادتر میشود (دانهها اضافه میشوند).
4
intransitiv (بدون مفعول)
بزرگتر و کاملتر شدن فاز ماه (ماه در حال کامل شدن).
- Der Mond nimmt in diesen Nächten zu.ماه در این شبها در حال کامل شدن است.
- Nach Neumond nimmt der Mond langsam zu.بعد از ماه نو، ماه به آرامی کاملتر میشود.